احمد بهشتى

405

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

اختيار كند ، مستلزم خلف است ؛ چرا كه هنگامى كه به دليل قضاى الهى فعل ، غير اختيارى شود ، تخلّف معلوم از علم لازم مىآيد و اگر اراده را هم دخالت دهيم ، تخلّف مراد از اراده خواهد شد . مگر جايز است كه مراد از اراده يا معلوم از علم ، تخلّف كند ؟ معلوم ، يعنى مصداق پيدا كردن علم و مراد ، يعنى تحقّق يافتن خارجى اراده . اگر متعلّق علم و اراده ، فعل اختيارى باشد و معلوم و مراد ، رهايى از قيد اختيار باشد ، در حقيقت ، مصداقى براى علم و اراده حاصل نشده است . علمى كه با معلوم مطابق نيست ، جهل است و اراده‌اى كه با مراد مطابق نيست ، اراده نيست . گويى ميان تسخير و جبر ، خلطى صورت گرفته است . همه‌چيز در تسخير قدرت بيكران الهى است ، ولى همهء افعال ممكنات ، جبرى نيست . هم افعال جبرى تحت تسخير خداوند است و هم افعال اختيارى . پس نسبت ميان جبر و تسخير ، عموم و خصوص مطلق است ، نه تساوى . « 1 » 2 . كيفر الهى و قضاوقدر آيا كيفر و پاداش اخروى از سنخ كيفرها و پاداش‌هاى دنيوى است يا از سنخى ديگر است ؟ بديهى است كه كيفر و پاداش دنيوى قراردادى و وضعى است . در اين جهان ، بدىها را با شلّاق ، زندان ، جريمهء مالى و قصاص ، كيفر مىدهند و نيكىها را يا پاداش نمىدهند يا با يك تشكّر يا به وسيلهء پول و ديگر امور مادّى پاداش مىدهند . براى همين است كه كيفرها و پاداش‌ها نوعا تابع وضع و قرارداد و گاهى تابع ميل و خواست افراد است و ممكن است هيچ‌گونه تناسب و سنخيّتى ميان عمل و بازده عمل - يعنى كيفر و پاداش نباشد .

--> ( 1 ) . ر . ك : همان ، ص 82 .